ز آب خرد، ماهی خرد خیزد
نهنگ آن به که از دریا گریزد
سيمرغ شايستگى هام آنقدر به دروازه هاى بسته خورد، كه زمينگير شد.
بى مهرى آسمان آنقدر در حقم پايدار ماند، كه از اقيانوس صبرم برهوتى بيش نماند؛ خاستگاه كژدمان كين و حسرت.
آنچه بر من مى بارد شورآب اشكى ست كه از ترك هاى لبهاى سله بسته ام تا قلب فشرده ام را مى سوزاند.
اين، آن روى من است.... آن روى ناچارى من..آن روى تلخ مارى. هرگز فكر نمى كردم به اينجا برسم.
خسته ام. خسته از بى عدالتى و بى انصافى، از تنهايى و دلتنگى، از اينكه كسى دردم را نمى فهمد و حرفم را.
خسته ام و جهان با همه بزرگى اش برايم تنگ است.
دلم نمى خواهد كسى دست روى موهايم بكشد و با حالتى احمقانه بگويد: همه چيز درست مى شود.
دلم نمى خواهد كسى دستان يخ بسته ام را به هم بفشارد و بگويد: فردا حتما روز بهتريست.
نه باران مى خواهم، نه معجزه و نه نورى.
دلم مى خواهد فرياد بزنم بغض فروخورده ى هزاران ساله ام را،
گريه كنم غم بى آغازى را كه تا ياد دارم با من عجين بوده......
خسته ام، خسته از راههايى كه به جهنم رسيده اند.
دلم گرفته و مى ترسم، عجيب است كه هيچ چيز مرا شاد نمى كند.. من اين روى خودم را نمى شناسم.
ناكرده گناه در جهان، كيست، بگو
وانكس كه گنه نكرد، چون زيست، بگو
من بد كنم و تو بد مكافات دهي
پس فرق ميان من و تو، چيست، بگو
دلم گرفته، اما خودم را مى رسانم سر قرار با ليدا ، حسام ، فائقه و هادى...
چهارراه حكيم نظامى وعده گاه هميشگى ماست و بعد از آن كافه سايه؛ پاتوق خوش خاطره ى دو دوست...
اگر چه امروز سر همان چهارراه وعده كرديم و همان ساعت هميشگى، اما خنده هاى مصنوعيمان هر يك حكايتى بود و پس از آن؛ كافه مارسى... با آن موزيك نوستالژيك و كيك شكلاتى بى نظيرش، خنده هاى معصومانه هادى، عكس هاى خاطره انگيز فاﺋقه، شيطنت هاى ليدا و سكوت حسام و .... و .... و .... و در نهايت آن دستمال نويسى ها، تاكسى گرفتن، پيتزا پدربزرگ و ...و ....و راه رفتن در ملا صدرا و سعادت آباد، راه و حرف و خنده، از آن نوع راه رفتن هايى كه هرگز دلت براى رسيدن نمى طپد، از آن قدم زدنهايى كه براى آرامش روح خسته ام ، معجزه مى كند؛ قدم زدن با دوست. هر گامى كه بر زمين مى نهم، يك خشت بيشتر عاشق اين خاك مى شوم و يك جهان بيشتر دل كندن برايم سخت مى شود...
دلم برايت تنگ مى شود، براى مارش صبحگاهى مان، كوچه كليسا وانك و كافه و شير شكلات، عكاسى و تعريف كردن هاى بى پايان... از بودنت خوشحالم
